تبليغاتX
ما ... چهارشنبه ها
ما ... چهارشنبه ها
وبلاگ کانون در دست طراحی است(بابت قالب وبلاگ نظرتان را لطف کنید)
ما ... چهارشنبه ها

استاد علیرضا طالقانی روحش شاد ویادش گرامی

خانه | آرشيو | ايميل
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
کانون شاعران و نویسندگان ورامین 23/5/87

چهارشنبه 23/5/87

با سلام واحترام به دوستان واهالی هنر و ادب

در ابتدا به خاطر این همه تاخیر از حضور همه شما عذر خواهی می کنم. واعیاد شعبانیه را به همه مسلمانان و شاعران جهان تبریک عرض می کنم.

جلسه این هفته بسیار بسیار خوب و پربار بود. امروز استاد سعید وزیری هم در جمع اهالی کانون بود  وبا نظرات کارشناسانه خود به بچه ها خیلی کمک کرد. استاد وزیری از نویسندگان بنام ورامین و کشور در زمینه ادبیات و ایران شناسی است که تا کنون 35 جلد کتاب تالیف کرده است.

- تا یادم نرفته بگم جلسه هفته آینده کانون شاعران و نویسندگان به مناسبت ایام هجران استاد علیرضا طالقانی هفته آینده چهارشنبه 30/5/87 ساعت 30/16 کنار مزار استاد طالقانی در گلستان حسین رضا ورامین برگزار خواهد شد . ضمنا قرار است دوستان برمزار هنرمندان فقید دیگر شهر ژولیده نیشابوری- استاد حسن وزیری و استاد احمد شهابی  قرائت فاتحه داشته باشند.

امروز دو شعر از خانمها اصغر پور و حسینیان مورد تحلیل وبررسی مفصل قرار گرفت. و در پایان جلسه شعرخوانی حاضران انجام شد. دوستان خبرهای زیادی با خود آورده بودند که بعضی از آنها به شرح زیر است:

- روز پنج شنبه 24/5/87 از طرف اداره ارشاد پاکدشت عصر شعر انتظار با نکوداشت استاد مرحوم علیرضا طالقانی ساعت 17 برگزار خواهد شد.(دست مریزاد به اهالی شعر پاکدشت که قدردان هستند)

- روز شنبه 26/5/87 به همت ارشاد ورامین مراسم طلیعه ظهور که با سخنرانی دکتر دماوندی وشعرخوانی وموسیقی همراه است در محل فرهنگسرای رازی ورامین میدان رازی ساعت 17 برگزار خواهد شد.

- آقای شیرزاد خواجوند شاعر ظنز پردازکانون شاعران ونویسندگان نام فامیل خود را به درویش تغییر داده است. البته ایشان می گوید اصالتا درویش هستند!

- چند روز قبل محمود درویش شاعر نامدار فلسطینی به دنیای باقی شتافت. از در ویش 10 مجموعه به زبان فارسی ترجمه شده است. وهمچنین 50 مقاله مطبوعاتی در مورد این شاعر نامدار در فهرست کتابخانه ملی به ثبت رسیده است.

و اما نمونه شعرهای این روزها:

علی مرتضایی:

سکوت

برایم تلختر از قهوه ای که هرگز به پایان نرسید

و ترانه ای که به سمفونی نگاه های تو شک نکرد

در این میان

اشکهای مانده از فریاد

تو را در کدامین گوشه

کدامین دستگاه

با بهترین آه ها ترانه کنم

که کدام ترانه توانست به نگاهم شک کند

به تو که به من خو گرفته ای

یا

به صدایی که صدایم می زد

و ساعت سه بار به صدا در می اید

...

حسین جنتی

حتی دعای شب سحرم را صفا نداد

صبر جمیل هم جگرم را صفا نداد

دست کریم بوته یاسی که کاشتم

روز فراق رهگذرم را صفا نداد

دستی به گیسوان پریشان من نرفت

رویای شانه باغ سرم را صفا نداد

پیغامی از وفای رفیقان یک دلم

روح زخویش بی خبرم را صفا نداد

بوی عزیز پیرهنی بعد از آن غروب

از روی مهر چشم ترم را صفا نداد

 

مجید مه آبادی:

 می سوخت تنم نهایت غم بودی

با هر نفسی صدای آهم بودی

عاشق شده بودم و نمی دانستم

ای عشق تو آتش جهنم بودی

 

اول زلبت مست شرابم کردی

هی جرعه به جرعه تو خرابم کردی

هر هفته سه شنبه آمدم دیدارت

هر بار که آمدم جوابم کردی

 

صبا کمالی سرشت:

هرگز دستان تگرگی ات

گوارایی آب را

                نخواهد چشید

و چشمهایت

 به لبهای نوازش

بوسه نخواهد زد

حتی خدا هم تو را درک نکرد.

 

محمد تقوایی:

ای دیده بیا کمی فداکاری کن!

ای اشک بیا کمی مرا یاری کن

امشب به کویر گونه هایم دل من

مردانه بیا و سیل خون جاری کن!

 

محمد تقی قشقایی:

دلم نمي سوخت اگر

به سرنوشت زمين سَرخم مي آوردم

                   ياغي نمي شدم

دلم نمي سوخت اگر

چشمهاي تو مضطربم نمي كرد

                  به كوه نمي زدم

بگذار جمعه ها

گندم گونه ترين خيال روبرو باشد

بگذار سرآمد سرگرداني ام

حماقت سالهاي سرگراني ام باشد

دلم نمي سوخت اگر

خواب بودم

كه مي ترسم باز

خوابي اگر باشد

به خاك كردن آن گنجشك

پاي مويه هاي تاك

                بيانجامد .

دلم نمي سوخت اگر با ياد تو...

كه گندم ها

سلام مشت شده ام را

نمي شنيدند

          نمي فهميدند

                    نمي رقصيدند...  .

 


[ ]
+