تبليغاتX
ما ... چهارشنبه ها
ما ... چهارشنبه ها
وبلاگ کانون در دست طراحی است(بابت قالب وبلاگ نظرتان را لطف کنید)
ما ... چهارشنبه ها

استاد علیرضا طالقانی روحش شاد ویادش گرامی

خانه | آرشيو | ايميل
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
کانون شاعران و نویسندگان ورامین 12/4/87

چهارشنبه 12/4/87

 

لطفا دوستان پس از خواندن متن وشعرها نظر بدن و نقد را فراموش نکنن!!!

 

امروز با خبر شدیم پدر گرامی سرکار خانم فرج الهی  در یک حادثه دلخراش

  با دنیای فانی وداع گفته است. ضمن تسلیت به این شاعر برای آن مرحوم

جایگاه والا نزد خداوند متعال آرزومندیم.

- امروز  یک غزل با یک زبان متفاوت از مهرداد انتظاری وچند قطعه شعر کوتاه

از محمد حسن صادقی مورد نقد و بررسی مفصلی قرار گرفت.

- امروز همچنین صدیقه مرادزاده که به همراه خانواده به ایلام

مهاجرت کرده است حضور پر شعری در کانون داشت!

- به همت آقایان عزیز آبادی و حضرتی از هنرمندان پاکدشت

 مراسم عصر شعر ویژه بزرگداشت استاد علیرضا طالقانی

و استاد حسین منزوی در تاریخ 6/4/87 روز پنجشنبه برگزاد شد

 که با استقبال خوبی

 هم روبرو شده است. خدا قوت به این عزیزان

امروز شاعرانی که حضورداشتند و در برنامه شعرخوانی و نقد شعر

 شرکت داشتند: آقایان انتظاری- صادقی- فروزش(از اهالی موسیقی)- موسوی- قشقایی- مجتهدی- مه آبادی و خانم ها صدیقه مراد زاده- شیرکوند- اصغرپور-دهپایینی

چهارشنبه 5/4/87:

گرمای تابستان وشور وشعر وشعور واهالی کانون...

- "وارنا شهر" نشریه(فصلنامه) داخلی شورا و شهرداری ورامین 

 که به همت محمد رضا تاجیک آماده می شود،در صفحه 6 به معرفی

 چهره های ماندگار ورامین می پردازد که در این شماره

به استاد فرهیخته شادروان علیرضا طالقانی پرداخته است.

- اخیرا سعید بیابانکی با مراجعت از اصفهان در میدان قزوین

روزهای شنبه جلسه نقد و بررسی شعر ترتیب داده است.

حاضرین : صادقی- موسوی- خواجوند- جنتی- قشقایی-

مقدم- مه آبادی- حمید افراز- فرج الهی- حسینیان- نجفی وشیرکوند

---------------------------------------------------------------------

چهارشنبه 29/3/87:

امروز دوستانی که خیلی وقت است که نمی بینمشان آمده اند .

فرشاد فروزان که به خدمت سربازی در منجیل گیلان سرگرم است

 سهیل صادقی هم آمده است و امیر عباس پسر خانم و آقای جنتی

 که چه خوب جلسه را زینت داده است.

- امروز سه شعر از خانمها بهاری- رحیمی وآقای فروزان مورد

نقد و بررسی قرار گرفت.

حاضرین : محمد حسن وسهیل صادقی- امیر عباس وحسین جنتی

- انتظاری- مه آبادی – قشقایی- فروزان- بهاری- رحیمی- رمزی

- اصغر پور- حسینیان- حاج خانم رضایی-مزینانیان- دهپائینی-پورموسی و...

 

و اما نمونه شعرهای خوانده شده این ایام:

صدیقه مرادزاده:

آغوشت را باز کن

بگذار پرنده ها به سرزمین شان برگردند

و باد در مسیر تازه ای بپیچد

دریا جزرو مد را فراموش می کند

به سمت تو شناور می شود

و ستاره ها با حرکت سرانگشتان تو

در آسمان پخش می شوند

آغوش باز کن

شاید این پرنده مهاجر

بر بلندای شانه ات

به آشیانه تازه بیاندیشد...

 

طاهره ده پائینی: 

سخت است که از حادثه خالی باشی

تکرار مدام بی خیالی باشی

گر من گلم و تو گل چه عیبی دارد

دلبسته چشمان سفالی باشی

 

محمد حسن صادقی:

به ترافیک منفجر دست بزن

لبها به انفجار تو کمک می کنند

در آخرین تورم فصل

وقتی آب از سر سرها گذشته است

 

بگذار جهنمی به یادت باشم

در حس مصممی به یادت باشم

وقتی که تو از غبار دنیا رفتی

در حلقه محکمی به یادت باشم

 

حسین جنتی:

روح من خواست که از جسم من آید بیرون

دید بهتر که به شکل سخن آید بیرون

گشت تا راه برون رفت بیابد آنگاه

مصلحت دید چو شعر از دهن آید بیرون

شعر تر حاصل یک عمر صبوری کردن

داغ صد لاله که از یک چمن آید بیرون

قسمت چاه و زلیخاست اگر یوسف من

دور از چشم پدر از وطن آید بیرون

شعر آن است چوعیسی اگر از مرده گذشت

شاد وسرمست زبند کفن آید بیرون

 

نیما مقدم:

می تونم سوال کنم می شه با دستات پا باشم؟

تا نذاری دو دقیقه  با خودم تنها باشم؟

پابرهنه تا دم چشمه ی مروارید می یام

دل من قطره نبود قول نمی دم دریا باشم

توی لاین سبقتیم ما کجا و آدم بودن

حالا این یه مورد و امروز برم فردا باشم

فصل جفت گیری مونه "تنگه واشی"

نمی خواد مثل فرشته ها باشی

می سپرم به هرکسی که دوست داری

کار درست باشه بفهمه باهاشی

...

پروین فرج الهی:

می گن هرچیزی یه حالتی داره

که نشون از یه اصالتی داره

مث شاهنامه تو دستای پدر

مث کاسه آب موقع سفر

یه خونه یه امن آسمونیه

که پر از هشتی و اندرونیه

آقاجون باغچه دلبستگی هاش

آقا جون عبای خوشبوی سیاش

یادم از نقره سماورش میاد

بوی دود کردن گلپرش میاد

بوی دسباف گل ابریشمش

بوی کوهی کرفس ومریمش

سعدی خونیه کنار رودخونش

تسبیح قدیمی هزار دونش

حالا تو قاب بلوط موندگار

هنوزم میون دستاشه سه تار

پیش هم هنوز مارو جمع می کنه

دو سه روزی مارو آدم می کنه

یادمون میندازه شهرمون کجاس

اینکه مربوط به هم بهار ویاس

رگ وریشه مونه خاک اصفهون

واسه ما بهشت پاک اصفهون

مردمش نهر توی خونشونه

اعتقاد ودین و ایمونشونه

پای پل آوازای سنتی شون

زیر چهچه زدن نوبتی شون

 

محبوبه حسینیان:

به چکه چکه های آب معرفت فروخته می شود

و دستبوس غنچه های زیر خاک کیست؟

عبور یک ستاره ای خاموش ، زرد ، ملتهب

و در سکوت سالهای سال مردنی است

مراسم عروج شعر برای مرد

سالهای سال عشق بازی اش به شعر

و در حوالی تمام آن فضا صورت افق پرید!

و رنگ سازهای کوکی اش ندید

...

فریده اصغر پور:

دانی که باتو تا به سحر راهی نیست

اگرم خسته شوم قلب مرا باکی نیست

تن من می کشد عشق خرامان تو را

تو بدان این نظرم یک نظر واهی نیست

...

فرشاد فروزان:

وقتی که دس خط تو اینقدر راحت

در جیب او پیداشده با آن صراحت

گفتم که چیزی نیست حتما اتفاقی

دست خط شخص دیگری با این شباهت

...

سید وحید موسوی:

حیای گربه پیش من است

در دیزی کجاست؟!

 

مجید مه آبادی:

انگار تمام لحظه هایم فرسود

مردابم وتصویر خیالی از رود

تصویر قشنگی از تو دارم مادر

وقتی که پر چادر تو دستم بود

 

باید که کمی زبان من باز شود

یک حادثه ی دوباره آغاز شود

باید بنویسمت که دوستت دارم

تا شدت یک علاقه ابراز شود

 


[ ]
+