تبليغاتX
ما ... چهارشنبه ها
ما ... چهارشنبه ها
وبلاگ کانون در دست طراحی است(بابت قالب وبلاگ نظرتان را لطف کنید)
ما ... چهارشنبه ها

استاد علیرضا طالقانی روحش شاد ویادش گرامی

خانه | آرشيو | ايميل
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
ما ... چهارشنبه ها 23 اسفند ماه 85

ما ... چهارشنبه ها

23 اسفند ماه 85

 

-وازمقابل چشمان باز سربازان

بهار آمد و ازسيم خاردار گذشت

اسماعیل خویی

 

تبريك همراه با بهترین آرزو ها برای فرا رسیدن نوروز ، فصل نو شدن ها ، تازه شدها

به قول بهزاد زرين‌پور

-چشم نداشتند ببينند

پرستوها بي‌آنکه ترسي براي سفر بردارند

از بيراهه داخل بهار مي‌شوند

تا پروازشان را دوباره از صفر "برپا" کنند

اين بازي تمامي ندارد، و من پايان هيچ فصلي نقطه نمي‌خواهم بگذارم!

 

طبق قولی که بچه ها داده بودند روز چهار شنبه جلسه اول کانون رو در کنار خونه من بر گزار کردن

با گل و شیرینی به دیدار استاد علیرضا طالقانی  و شاگرد شاعرش شقایق اهدایی رفتن

شعر خوندن و اشک ریختند

شعر خوندن و یاد گذشته کردند

جای من اين بار خالي نبود

.

.

.

.

.......................................................................

طاهره دهپایینی

 

مقدار چشم های تو کافی است

تا هر چه می بینم

از کنار تو بگذرد

تا مطمئن شوم

از خواب که بر می خیزم

ولای تو را بر سر می کشم و لازم نیست

هر روز دوکوچه بگذرم

تا رد پایت را

از کنار دری قهوه ای بر گریه بیفتم .

مقدار دستهای تو کافی است

تا ساز ها برقصند و موهام بافته شود

تا باغچه از کسالت در بیاید

یاسها به آسمان برسند

مقدار پاهای تو کافی است

تا از تنهایی بیرون بیایم

قدم بزنم و پی در پی

بهاری باشم که به پایان نمی رسد

تمام تو کافی است

تا یکباره بمیرم و از خاکم

آواز سرخ تو بر آید.

 

.......................................................................

محبوبه حسینیان

 

زمین در غربت نامت هراسان

وگشتی ها لنجش درب و داغان

نمی خواهد نگاهی ساده باشد

بخشکد در کف لخت بیابان

زمین استاده با فرقی شکسته

زبان دیگری در کام بسته

نگوید معرفت دوران گذشته

اساطیر پرستو ها گذشته

زمین بلعیده تلخی شکاراست

وقربانی های او بسیار است

نمیبیند نوازش های باران

به کوهستان و به قلب سواران

 

.......................................................................

نرگس مژدگانی

 

فکر کن به جنبش آرام درخت ها فکر کن

به ماه فکر کن

به ماه آبستن

که در خمیدگی جرم باریک خویش رشد میکند

فکرکن

تو کیستی

تو کیستی

به جز کسی که در لباسهای سفید

ته ریش آشفته زیباترت میکند

مردی که چشمهایش برده های سیاه غمند

مردی که لبهایش

آرامگاه بوسه های منند

مردی که دستهای وسیعش

برای من همیشه کمند    همیشه کمند

در عطرهای معلق هوا

بوی ادکلن بوی برگ ها

بوی گربه مرده ها

بوی مصنوعی گل فروشی ها

در چراغهای روشن غروب

به من فکرکن

به من که یاس و درماندگی ام

مرا از باور و اعتماد تهی می کند

به من که در لباسهای سیاه و تبسم بی معنا

چشمهایم در هر آیینه نفوذ می کند

به من زنی که همه چیزش را باد

مثل تارهای رهای درخشان عنکبوت

می برد ...

 

.......................................................................

پروین فرج الهی

 

پلکهای فشرده

پلکهای خیس

و نبض تند شقیقه هام

و درد ...

درد با لهجه بومی آرواره هایش

با اینهمه

در غلطهای پی در پی

دریافتم

اینکه دوستت می دارد

برای یاکریم های حیاطمان کافی است

تا به لانه ای که برایش ساخته ام

اعتماد کنند !!

 

.......................................................................

داود جهانوند

 

آجر ها و خشت ها

از یکی ریشه اند

اما خشت ها

دلبستگی شان

به خاک

بیشتر

.

.

.

.

سال جدید رو بدون استاد صلاحی شروع میکنیم

بهارا بهر شادی حاضرم کن

به روی لاله‌رویان ناظرم کن

کنار دلبری زیبا و فتان

شبی عریان چو باباطاهرم کن!

.

.

.

.

کاروانسرای دیر گچین -- مادر کاروانسراهای ایران

جمعه  طبق قرار ‘ ما ... چهارشنبه ها رفت به دیر گچین

اولین سفر کانون بدون استاد حال و هوای دیگری داشت 

حس بازدید ازکاروانسرایی اینچنین  استوار و پرشکوه  در دل پارک ملی کویر هیجان خاصی داشت 

دیرِ گچین در ۶۵ کیلومتری جنوب تهران و 35 کیلومتری ورامین یکی از زیباترین کاروانسراهای مرکزی ایران است

دیرِ گچین، کاروانسرایی‌ست با پلان منظّم چهار ایوانی و مربّعی و حدود صد متر در صد متر. بنا در دورة ساسانی ساخته شده و امّا ساختمان، در دورة صفوی باز سازی کامل شده . چهار برج در رئوس ساختمان و دو نیم‌برج در ورودی بنا – بخش جنوبی – قرار دارند

شک نیست که کاروانسراها در گذشتة تاریخی ایران اهمیّت زیادی داشته‌اند و اکنون از منظر تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، معماری و جغرافیایی و ... موضوعات خوبی برای بررسی هستند. در این میان، دیر گچین، یکی از زیباترین کاروانسراهای مرکزی ایران و نمونة تیپیک کاروانسراهای با پلان منظّم است.

كاروانسراى دير گچين، بين راه شرق به غرب كاروانيان واقع شده بود، كه به نام هاى "دژ کردشیر"، "دیرالجص" ، "قصرالجص" ،" قصرگچ" ، "قلعه دیر" ، "قصرالجعين"و "دير گچين"  معروف بوده است، پايه هاى اين كاروانسرا متعلق به آتشكده اى در دوران ساسانى بوده كه در زمان صفويه از قلعه به كاروانسرا تغيير كاربرى داده است.

نمای عمومی کاروانسرا؛ تنها ورودی کاروانسرا در بخش جنوبی آن است

 وسعت محوطه كاروانسراى دير گچين به 12 هزار متر مربع مى رسد كه بناى كاروانسرا با وسعتى حدود هشت هزار متر مربع در ميان آن احداث شده است. اين بناى قديمى داراى 43 حجره، ايوان شاه نشين، حياط خلوت و 8 شترخانه، داراى منظر شاهى و دو مغازه براى نگهدارى كالا، حمام و مسجد و توالت عمومی  است. دو باستان شناس آلمانى و فرانسوى كه سال ها پيش در اين محدوده حفارى انجام داده اند، اين كاروانسرا را به جهت كامل بودن و وسعت آن، مادر كاروانسراهاى ايران ناميده اند.

تالار و حجره‌های کاروانسرا

کارها یی در دير شده يك  فستیوال بین المللی در آن بر گزار شده که اشخاص حقیقی و حقوقی بسیاری در آن شرکت داشته اند از جمله هنرمندان و سیاستمداران چون سفیر آلمان در ایران که این دیر را زیباترین جایی نامیده که در ایران دیده است .

سالهای گذشته بر آن جفای بسیاری رفته ولی اکنون به آن انگونه که شایسته است می رسند .

این عکس در سال 1383 گرفته شده وقتی گروه امیرپویان شیوا و

علی روستائیان و حمید منصوریان  به دیدن انجا رفته بودند.

ولی اکنون دیگر شاهد اینگونه صحنه ها نیستیم

دیر مرمت میشود و انسانهای مسئولی به آن می رسند و حتی اتاقهای قابل سکونت هم در آن برای نمونه بازسازی کرده اند.

آرش صادقیان این عکسو پاییز 85 از غروب خورشید  از بالای دیر گرفته که به طور وحشتناکی زیباست

و اینم نقشه دسترسی به دیر

مسیر اول ، جاده آسفالته قم به  روستای علی آباد و سپس مسیر خاکی نسبتا هموار تا دیر گچین

مسیر دوم ، چرم شهر ورامین بعد از طی مسافتی در حدود 20 کیلومتر (خاکی ) به دیر گچین می رسید

تعجب آور پایداری دیر از دوره ساسانی تا کنون نبود

تعجب آور استفاده دیر و بازسازی آن در دوره صفوی نبود

تعجب آور ساخت اولین سرویس بهداشتی عمومی  در این دیر نبود

تعجب آور نوع معماری آن و هوشمندی به کار رفته در آن نبود

تعجب آور نوع ملات به کار رفته در آن یعنی نوعی ملات  گچ گونه که با برخورد ملات آن با پوست دست ، آنقدر می چسبد که پوست را هم همراه خود بر میدارد ، نبود

تعجب آور نوع طاق ضربی های خاص اتاقهای دیر نبود

تعجب آور وجود شومینه در  منازل و ساخت جای خواب شتران در پشت خانه ها برای استفاده از گرمای بدن و دم شتران در زمستان  نبود

تعجب آور عدم استقبال از سوی مردم  بود . استقبال ما از انتالیا و دبی و چین و اروپا خیلی خیلی بیشتر ازکاروانسرای دیر گچین است.

 این هم گزارش تصویری ما ... چهارشنبه ها از روز جمعه :

 

 

 

 

 

 

ما ... چهارشنبه ها از دکتر نادر شیرکوند رئیس اداره میراث فرهنگی ورامین و مهندس تاجیک و مهندس حیدری برای همراهی گروه تا دیر و در اختیار قرار دادن بروشورهای مربوطه و توضیحات مفصل در مورد دیر تشکر مینماید و برای تمام کسانی که برای اعتلای فرهنگ ایران کوشش می کنند آرزوی موفقیت می کند.

همچنین با تشكر از سیاوش کوشکی بابت در اختیار قرار دادن عکس ها به  ما ...چهارشنبه ها

و در انتها شعري بهاري اما ... از استاد سیمین بهبهانی

 

بهار بازهم سبزي چرا ترا نمي بينم

تو آشکار و من بينا ولي چرا نمي بينم

بهار باز گلپوشي نگين ژاله در گوشي

چه قصه رفته با چشمم چرا ترا نمي بينم

کجا تگرگ مي بارد که تخم مرگ مي بارد

نصيب عالم از بالا بجز بلا نمي بينم

در آتش دو ديوانه دو قطعه شد دو ويرانه

روانه خون خلقي را چنين روا نمي بينم

مگر بدان نظر دوزي که مرگشان شود روزي

که من جز اين دوپيروزي زماجرا نمي بينم

بهار رنگ خون داري نشاط کو جنون داري

که مرگ کمتر از برگت به شاخه ها نمي بينم...

 

(اگه بگم این شعری بود که باعث بسته شدن ماهنامه ادبی نامه شد نمیگین همین روزام ما ... چهارشنبه ها..........................زبونم لال) 


[ ]
+